رمان"گاوگُم" از گذشتهای میگوید که کودکان و نوجوانان مازندرانی برای کار در ازای سیر شدن شکمهایشان مجبور به بیگاری بودند. علی علینژاد با اشاره به زمان قصه که در سالهای آخر حکمرانی ناصرالدینشاه قاجار میگذرد، از در دسترس نبودن منابع لازم برای آشنایی با فرهنگ غالب زندگی روستایی در آن روزگاران به عنوان یکی از چالشهایی که برای نگارش این اثر با آن مواجه بود یاد کرد.
از زبان نویسنده:
هر کدام از شخصیتها و پیرنگهای عدیده قصه، چندین معادلِ بیرونِ از قصه دارند. قصه آجان، قصه پدرم است که وقتی در هفت سالگی یتیم شد او را در ازای سیرکردن شکمش، برای بیگاری به خانوادهای متمول از اهالی روستا میسپارند. بیگاری در مازندران، هممعنای بردگیست و کم از آن نشان ندارد. اما نمیتوان عنصر تخیل را در شکلگیری هر داستان کماثر دانست. از جمله این که قصه پدرم در عصر ناصری نیست. در همین عهد نزدیک پهلوی دوم است. انگیزهام برای شروع قصه، ادای دینی به پدران و مادرانی بود که سالیانی چند به بردگی رفتند و هیچ نشانی از آنان در تاریخ نیست.
در هیچ یک از منابع تاریخی و اجتماعی، اشارتِ روشنی به بردگی کودکان و نوجوانان نیافتم. بنمایه بعدی برای قلمزدن، خواندن بخشی از اعترافات میرزارضا کرمانی، قاتل ناصرالدین شاه در کتاب تاریخ بیداری ایرانیان ناظمالاسلام کرمانی بود. او میگوید قبل از ترور شاه، چهل روز در کاروانسرای مولانای شهر بارفروش(بابل کنونی) اقامت داشته و بعد از تهیه اسلحه از آن شهر روانه تهران میشود. در رمان گاوگم یکی از نوجوانان وقتی از اسارت و بردگی در گاوسرا به شهر میگریزد، به میرزا رضا میرسد و با او به تهران میرود.
این نویسنده در انتخاب سبک و سیاقِ نثر داستان بر سر دوراهی بزرگی قرار داشت. یا باید از ادبیاتِ قجری استفاده میکرد که برای خواننده بسیار قریب و ناآشنا بود، یا باید از قالبی نوین استفاده میشد که نقضی بود بر غرض تاریخ و جغرافیای نسبتاً دور قصه.
گستردگی و تنوع گویش تبری چنان است که از شهری تا به شهری دیگر تفاوت آن مشهود است. به همین دلیل او مجبور بود نثری بسازد در میانه ادبیاتِ قجری و گویش تبری و فارسی روزآمد! مجبور بود بیش از صد مثل و متلِ مازنی را به فارسی بیاورد. رمان «گاوگُم» نوشته علی علینژاد، در 270 صفحه، به قیمت 71 هزار و 500، در قطع رقعی، جلد شومیز و از سوی انتشارات روزنه روانه کتابفروشیها شده است.
در این رمان، به قصهی پیدایش یک شهر و یک روستا پرداختیم که بخشی از آن به عاریت از باورهای عامیانه مردم درباره این دو مکان تاریخی است. کار داستان، تجسم صورتهای ناپیدایی از افسانهها و باورهای گمشده است. مثل نقاشیهایی خیالی که از شخصیتهای مثل فردوسی و حافظ و سعدی داریم. کسی نمیپذیرد این نقاشیها عینا از صورت آن مشاهیر باشد؛ اما پذیرفتهایم که با دیدنِ آن، یادشان را زنده نگه داریم. رمان گاوگم، تجسم و تصورِ چندین افسانه و شعر و ترانه و واقعهی تاریخی است که عکسی از آن نداریم.