ف مثل فرهنگ سازی
فرهنگ نماد والایی ، نشان مانایی
اگر در عصری از حیات جوامع بشری ، قدرت قهریه نماد و نشان برازندگی بود و پشتوانه صلابت و استواری ،عصر دیگری اقتصاد جایگزین توان نظامی گردید و مظهر بالندگی و پویایی یک جامعه بشمار آمد اما در همه طول تاریخ آنچه سبب ساز مانایی یک جامعه یا ملت بوده و هست همانا « فرهنگ و تمدن » آن ملت و جامعه است زیرا جز با تمسک به این عنصر( فرهنگ و تمدن ) نمی توان ماندگار شد گواه این ادعا مغولها و قدرت هراس انگیز آنها می توان باشد که چونان صاعقه ای بر هر سرزمینی فرو می آمدند خرمن هستی آن ها را به آتش می کشیدند و جز مشتی خاکستر هیچ چیزی باقی نمی گذاردند اما همین قوم و قدرت ویرانگر خود به ویرانه ای بدل شد که هیچ نام و نشانی از آن همه جلال و جبروت پوشالی باقی نماند و نیست اما ایران و ایرانی که روزگاری لگد مال آنها شدند امروز ماندگاری خود را مرهون همان فرهنگی هستند که از رمز و رازهایش در مقدمه این مقال سخن به میان آمد اما فرهنگ و تمدن نیز میتواند رنگ باخته و میدان را خالی کند مگر آنکه پاس داشته شوند و ارجمندش بدارند آن هم نه با داد و قال یا قال و مقال که با عمل به آنها...
رانندگی یکی از عرصه های پاس داشت فرهنگ و تمدن است آن هم به سهل و ساده ترین شکل ممکن ، یعنی کافی است به پشتوانه فرهنگی که بالندگی را مرهون آنیم خوب رانندگی کنیم و به مقررات راهنمایی و رانندگی احترام بگذاریم ، همین و دیگر هیچ
یا فرقی نمی کند که عابر پیاده باشیم آنگاه و آنجا هم میتوان پاس داشت فرهنگ و تمدن را مشق کرد فقط کافی است از خطوط ویژه عابر پیاده عبور کرد و در تقاطع ها به چراغ های راهنمایی و رانندگی توجه داشت...
سخن کوتاه آنکه ملت بزرگی چون ما و مردم مسلمانی باز چون ما باید با تکیه بر فرهنگ کهن و آموزه های دینی خود بیش از هر ملت و امتی در رفتارهای فردی و اجتماعی خویش قانون را رعایت کند و به آن احترام بگذارد.
باقی سخن بماند برای فرصتی دیگر چنانچه عمری باقی بود.
جعفر سهرابی
روزنامه نگار




افزودن دیدگاه