دنیای امروز به شکلی شده است که خيلي از ما بيشتر اوقات استرس داريم و با افرادي برخورد ميکنيم كه عمدا يا غير عمد، روي اعصاب ما راه ميروند. «اعصاب ما» آن نواحي هستند كه كسي در ارتباط خود با ما آنها را تحريك ميكند و وادار ميشويم واكنش نشان دهيم.
بعضی از افراد نسبت به بقیه اعصاب آسیب پذيرتري دارند، اما به هر حال همهي آدمها اين آستانهي عصبي را دارند و وقتي کسي روي اعصابشان راه ميرود، نياز دارند به ابزارهايي براي مقابله به آن مجهز باشند.
در این مطلب، ۱۰ ابزار یا تکنیک ساده را به شما توصيه ميکنيم كه ميتوانيد با كمك آنها اگر در چنين شرايطي قرار گرفتيد، خودتان را كنترل كنيد. تكنيكهاي ارائه شده را تمرين كنيد و سپس آنها را در ارتباطات خود به كار ببريد.
این را درک کنید که اعصاب شما، اعصاب شماست*
شما برای خودتان ایدهها یا تفکراتي داريد که باعث ميشوند به روش خاص خودتان رفتار کنيد. همهي ما حساسيتهاي مخصوص خودمان را داريم و مطمئنا خوب ميدانيم چه هستند. اين حساسيتها و آستانهها فقط مال شما هستند و يك سري از حساسيتها نيز عمومي و همگانياند. شما بايد حساسيتهاي خاص خودتان را بشناسيد و بررسي كنيد كه چرا به وجود آمدهاند.
شاید زمانی که بچه بودید، بابت يک ويژگي خاص خودتان، شما را مسخره ميکردند يا شايد هم كسي كه در حال گفتگو با او هستيد، در گذشته باعث آزار و رنجش شما بوده است. به جاي اينكه تمام دردها گذشته را مرور و مزه مزه كنيد، سعي كنيد در زمان حال بمانيد. هر ارتباط فردي را به عنوان اتفاقي جديد تلقي كنيد و سعي كنيد بفهميد طرف مقابلتان قصد دارد چه چيزي به شما بگويد، نه اينكه بدون درك حرفهاي او، فقط واكنش نشان دهيد.
روی خوبیها متمرکز باشید و در هر فرصتي به ديگران احترام خود را ابراز کنيد و واقعا همانطوري رفتار کنيد كه حرف ميزنيد! اگر حرف و عملتان در راستاي احترام به ديگران يكي باشد، محبوبترين فرد ميان جمع خواهيد شد.
یاد بگیرید که مکالمهي خود را از موضوعات و چيزهايي که روي آنها حساس هستيد دور نگه داريد*
وقتی در شرایطی هستيد که فرد مقابل، در حال وارد شدن به منطقهي خطر (حساسيتهاي شما) است، کار هوشمندانه اين است که گفتگوي خود را از آن موضوعات دور نگه داريد. اين مهارتي است كه ميتوانيد آن را ياد بگيريد تا در هر مكالمهاي به شما قدرت بدهد.
خیلی از آدمها ممکن است بیتوجه باشند و ناخواسته اعصاب شما را بهم بريزند، در چنين شرايطي شما ميتوانيد با تغيير دادن موضوع، با اين رفتارها کنار بياييد. مثلا اگر کسي موضوعي را پيش كشيد كه شما به آن حساسيت داريد و ميرنجيد، زودتر بحث را عوض كنيد؛ ميتوانيد از طرف مقابلتان در مورد خودش سوالي مطرح كنيد، ترجيحا چيزي كه مورد علاقهي او باشد. آدمها دوست دارند در مورد خودشان حرف بزنند و خواهيد ديد كه موضوع مورد حساسيت شما كاملا فراموش ميشود!
به افراد نزدیک به خود بگویید روي چه چيزهايي حساس هستيد و حساسيتهاي آنها را نيز بشناسيد*
یک کار خوبی که میتوانيد در شروع هر رابطهاي انجام دهيد، مثلا در ابتداي دوران نامزدي، اين است كه بنشينيد و در مورد چيزهايي كه رويشان خيلي حساس هستيد صحبت كنيد. با اين كار هم طرف مقابلتان متوجه ميشود در اربتاطات خود با شما چه حد و مرزهايي را بايد رعايت كند و هم شما ميفهميد در رابطهي خود با او، از حساسيتهاي خاص طرف مقابلتان اجتناب كنيد. بنابراين احتمال عصبانيت و برآشفته شدن براي هر دوي شما به حداقل خواهد رسيد. ميتوانيد با هم توافق كنيد كه هرگز اين موضوعات را پيش نكشيد و طرف مقابلتان را آزار ندهيد.
اگر چیزی واقعا شما را ناراحت کرد، به یک جاي خلوت برويد و خودتان را جمع و جور کنيد*
گاهی با وجود تمام رعایتها، به هر حال این اتفاق ممکن است بيفتد و کسي اعصاب ما را بهم بريزد و دست روي نقاط حساس ما بگذارد و ما هم به سختي بتوانيم به اعصاب خود مسلط بمانيم. بهترين کاري كه ميتوانيد بكنيد اين است كه به يك گوشهي خلوت پناه ببريد و خودتان را آرام كنيد. اين كار براي اين است كه وقتي شديدا ناراحت و عصبي هستيد، واكنش نشان ندهيد. صبر كنيد تا آرام شويد و بتوانيد راهي خوب براي غلبه بر ناراحتيتان پيدا كنيد.
با واکنش نشان دادن عجولانه و بدون تفکر، چیزی جز تنش دستگیرتان نميشود. درد، درد ميآورد و ممکن است وسوسه شويد با آزرده كردن طرف مقابل، تلافي كنيد.در نتيجه چرخهي معيوبي شكل ميگيرد و هميشه حالتان را بد خواهد كرد. يك نفس عميق بكشيد، اشكهايتان را پاك كنيد و برگرديد.
درک کنید که حرفهای دردناك فرد مقابل، ربطی به شما ندارد*
در بیشتر موارد فرد مقابل منظوری ندارد و شما را هدف نمیگيرد. اگر اين آدم کلا ناخوشايند و بد رفتار است، پس واقعا کاري با شما ندارد، بلکه فقط در دنياي خودش سير ميكند و ويژگيهاي شخصيتي و رفتاري دارد كه از يك درد عميق درونش نشات ميگيرد.
بهترین کاری که میتوانيد بکنيد درك اين موضوع است كه اين آدم بد رفتاري كه جلوي شما نشسته، وجود خارجي ندارد! فرض كنيد عدهاي دوروبرتان هستند كه چنين ويژگيهايي دارند، بهترين كار، دوري از آنهاست اما اگر امكان اجتناب از اين افراد را نداريد تنها راه اين است كه هيچ چيزي را به خودتان نگيريد و اين اشخاص را آدم حساب نكنيد!
اگر خیلی هم دلسوز و مهربان هستید ميتوانيد فراتر از رفتارهاي زننده و آزاردهندهي اين افراد را ببينيد و فرصتي بيابيد تا به او کمک کنيد مشكلش را حل كند. با آنها به گفتگو بنشينيد و نسبت به ريشه يابي مشكلشان علاقه نشان دهيد. اگر هم فرد مقابلتان خيلي عصباني و پرخاشگر است، بگذاريد بداند كه شما سعي داريد كمكش كنيد تا آرام شود و بتوانيد گفتگوي واقعيتان را شروع كنيد. توانايي داشتن در پيدا كردن مشكلات ديگران و كمك به آنها، يك مهارت با ارزش است و اطرافيانتان شما را انساني محترم و مهربان تلقي كرده و برايتان ارزش زيادي قائل خواهند شد.
درک کنید که بعضی از رابطهها، حساسیتهاي مشتركي دارند و دقت و احتياط بيشتري لازم است*
منظور ما بیشتر روابط فامیلی است. در روابط صميمي و نزديک، درهاي مشترکي وجود دارد و حساسيتها از اين دردها ناشي ميشوند. همين دردها ميتوانند الگوهاي رفتاري شکل دهند كه مخرب هستند.
این را باور داشته باشید که صرفا به این دليل که الگوهاي رفتاري خيلي زود و در همان اوايل در يک رابطه شكل گرفتهاند به اين معني نيست كه حتما بايد در ادامه نيز همانگونه باقي بمانند. آسيب زنندهترين كاري كه ميتوانيد انجام دهيد اين است كه روي اعصاب همديگر راه برويد؛ تنها چيزي كه نصيبتان ميشود رنج و نارضايتي است.
درک کنید که رفتار طرف مقابل ممكن است نتیجهی باورهاي محدود، تعصبها و نگرش خاص او باشد*
سعی نکنید توضیح دهيد، رفتار خودتان را توجيه کنيد يا به هر طريقي ثابت کنيد كه شما آدم خوب و شايستهاي هستيد! چون اين آدم به هر حال چيزي نخواهد ديد زيرا تمام آن چيزي كه او ميبيند، باورهاي محدود خودش است. شما مسئول تعصبها و باورهاي هيچكس ديگري نيستيد، رهايش كنيد و اهميتي ندهيد! بهتر است به دنبال افرادي باشيد كه عقايدشان شباهتهايي با شما داشته باشد. سعي كنيد با اين افراد بيشتر آشنا شويد و از معاشرت با آنها بيشتر لذت ببريد.
حساسیتهای عمومی را بشناسيد و از آنها دوري کنيد*
نکاتی که در ادامه برایتان میگوييم آنقدر مهم هستند که تقريبا براي ۸۰ درصد از افرادي كه با آنها سر و كار داريد كاربرد دارند.
باورها و عقاید شخصی هیچکسي را مورد انتقاد نگيريد و اجازه ندهيد کسي هم به باورهاي شما بياحترامي کند
به اعتبار و ارزش عقاید و باورهای «هیچکسي» بياحترامي نکنيد. مسخره کردن و نكوش ديگران هيچ نتيجهي مثبتي ندارد. آنقدر اينگونه اشتباهات در روابط افراد رخ داده كه اين موضوعات تبديل به حساسيتهاي عمومي در تمام دنيا شده است. اگر لازم است رفتار كسي را اصلاح كنيد، اين كار را به گونهاي انجام دهيد كه باورهايش زير سوال نروند و بابت كارهاي درستي كه انجام ميدهد به او احترام بگذاريد.
روی خوبیها متمرکز باشید و در هر فرصتي به ديگران احترام خود را ابراز کنيد و واقعا همانطوري رفتار کنيد كه حرف ميزنيد! اگر حرف و عملتان در راستاي احترام به ديگران يكي باشد، محبوبترين فرد ميان جمع خواهيد شد.
اینکه در مورد کسی چطور فکر میكنيد را به او نگوييد و اجازه ندهيد كسي نيز براي شما اين كار را بكند
اگر در مورد رفتار یا مشکل کسی اظهار نظر کنید در بيشتر موارد او را ناراحت خواهيد كرد. هيچكس دوست ندارد اينها را بشنود: «مشكل تو اينه كه ...» يا «تو بايد ...».
منظور این است که خود فرد باید در مورد مشکلش و تغیيراتي که لازم است انجام دهد تصميم بگيرد و خيلي آسيب زننده است كه شما به آن اشاره كنيد. در عوض، پيشنهاد كمك به او بدهيد و راههاي مختلف انجام كاري را غير مستقيما نشانش دهيد. باز هم فراموش نكنيد كه بابت خوبيهايي كه دارد تحسينش كنيد. وقتي كسي چيزي به شما ميگويد، او را ناديده نگيريد.
تمام کاری که باید انجام دهید اين است که بگذاريد بداند شما او را درك كردهايد. اگر در مورد چيزي ناراحت است، سعي نكنيد مشكلش را كوچك جلوه دهيد يا بابت ناراحت بودنش او را سرزنش كنيد. كمكش كنيد! وقتي كسي با شما حرف ميزند، كلامش را قطع نكنيد.
پریدن وسط حرف دیگران، در جوامع امروزی شايع شده اما واقعيت اين است که باعث دلخوري و رنجش ميشود. اگر کسي که با او صحبت ميكنيد زياد حرف ميزند و فرصت حرف زدن به شما نميدهد، باز هم نبايد كلامش را قطع كنيد، صبر كنيد تا موقع تنفسش برسد و شما شروع كنيد. اگر كسي وسط حرف شما پريد، از او بخواهيد تا پايان كلام شما صبر كند
باور کنید که ارتباط، یکی از درك نشدهترين سوژههاي روي زمين است*
بسیارند کسانی که اصلا نمیدانند چطور بايد ارتباط موثر برقرار کنند و ارتباط، به خودي خود پديدهاي بسيار حساس است. افراد عادتهاي بد را از پدر و مادر خود ياد ميگيرند، اما اين عادتها ميتوانند تمام روابط ِ موجود در تمام نسلها را نابود كنند! براي اينكه ارتباطي موثر را شروع كنيد، خوب گوش دهيد چه به شما ميگويند و منظورشان را درك كنيد.
. فراموش نکنید که زندگی پُر از تجربیات خوب و بد است و هر کدامشان بخشي از آموزههاي سخت زندگيست*
اگر تجربهی بدی را از سر گذراندید، به آن نگاه کنيد و ببينيد چه چيزي ميتوانيد از آن ياد بگيريد. خوشحال و قدر دان باشيد که اين تجربهي تلخ شما را نابود نکرد و توانستيد درسي از آن بگيريد. اگر بتوانيد با استفاده از تكنيكهاي درست ارتباطي، خودتان را كنترل كنيد و ابزارهايي براي خلق روابط در دست بگيريد، ميتوانيد دريچهاي به روي دنيايي جديد براي خود باز كنيد. آن وقت چيزي به نام راه رفتن روي اعصاب شما معني نخواهد داشت!